تبليغاتX
ღஜღஜღI LOvE Youღஜღஜღ

ღஜღஜღI LOvE Youღஜღஜღ

من خودم هستم ... اگه خوبم ... اگه بدم ... يکي هستم ... من خودم هستم

بردی از یادم

بردی از یادم ، دادی بر بادم ، با یادت شادم

دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم

دل به تو دادم فتادم به بند ای گل بر اشک خونینم بخند

سوزم از سوز نگاهت هنوز چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آن همه پیمان که از آن لب خندان

بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن

کی آیی به برم ای شمع سحرم

در بزمم نفسی بنشین تاج سرم تا از جان گذرم

پا به سرم نه ، جان به تنم ده ، چون به سرآمد عمر بی ثمرم

نشسته بر دل غبارغم ، زانکه من در دیارغم ، گشته ام غمگسار غم

امید اهل وفا تویی ، رفته راهِ خطا تویی ، آفت جان ما تویی

بردی از یادم ، دادی بر بادم ، با یادت شادم

دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم

دل به تو دادم فتادم به بند ، ای گل بر اشک خونینم بخند

سوزم از سوز نگاهت هنوز ، چشم من باشد به راهت هنوز

+ نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390 ساعت 10:3 توسط ▪●ღ سپیده ღ●▪


من واسه تو می نویسم

 

من واسه تو می نویسم ، كه منو گذاشتي رفتي

من واسه تو مي نويسم ، كه چه ساده دل شكستي

من واسه تو مي نويسم ، كه نگات هواي ام كرد

من واسه تو مي نويسم ، كه صدات خدايي ام كرد

من واسه تو مي نويسم ، كه ديگه وجود نداري

من واسه تو مي نويسم ، كه ديگه دوستم نداري

من واسه تو مي نويسم ، كه شدي بغض توي سينه ام

من واسه تو مي نويسم ، وقتي گفتي من همين ام

من واسه تو مي نويسم ، كه يادگاريت پيش رومه

من واسه تو مي نويسم ، تا يادت با هام بمونه

من واسه تو مي نويسم ، كه گرفتي هر دو دستم

من واسه تو مي نويسم ، كه شدي مرهم دردم

من واسه تو مي نويسم ، كه شدي معلم عشق واسه يك دل خسته

من واسه تو مي نويسم ، كه شدي حسرت يك عمر واسه يك قلب شكسته

من واسه تو مي نويسم ، كه بگم عاشقت هستم

من واسه تو مي نويسم ، تا بپرسم كه كي هستم

من واسه تو مي نويسم ، كه شدي خون توي رگهام

واسه تو ايي كه نامت شده ذكر روي لبهام

من واسه تو مي نويسم ، تو بگو دوستم نداري

من تو رو كم دارم اما ، تو بگـو كاري ام نداري

من واسه تو مي نويسم ، كه بگم عشق توي قلبه

نـرو دنبال كسي كه ، نگاهش يه جايي بنده

من واسه تو مي نويسم ، كه نگات هواي ام كرد

واسه تو ايي كه حرم نفسات خـدايي ام كرد

من واسه تو مي نويسم ، تو برام مكتب عشقي

تو ايي اون معلم عشق ، كه ز مشقت ننوشتي

من واسه تو مي نويسم ، چونكه زنده اي تو يادم

تو نخون نوشته هامو ، آخه من سنگ جلو پاتم

من واسه تو مي نويسم ، اين واسم آخر راه

تو بـرو از نو شروع كن ، اين برات اول راه

من واسه تو مي نويسم ، تو كه عاشقم نبودي

تو ايي كه تو اين رفاقت ، جسم من رو ديده بودي

من واسه تو مي نويسم ، اي برام هميشه تازه

من ديگـه قديمي هستـم ، آدم تازه زياده

من واسه تو مي نويسم ، كه بـرام نهايت هستي

تو بگـو تا من بدونم ، تـو به دنبال چي هستي ؟؟؟

من واسه تو مي نويسم ، توايي كه يادمه چشمات

تو بگـو تا من بدونم !! كيه جاي من تو شبهات ؟؟؟

من واسه تو مي نويسم ، واسه توايي كه خنده شده مهمون روي لبهات

حالا كه منو نداري ، راست بگـو ، شاده نفسهات ؟؟؟

من واسه تو مي نويسم ، كه گذاشتي منو تنهام

من كه دارم يادگاري از تو آنهم ، طعم اشك روي لبهام

من واســه تـــــــــــو مي نويسم

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390 ساعت 5:34 توسط ▪●ღ سپیده ღ●▪ |